جعفر شهرى باف
153
طهران قديم ( فارسى )
« بده به راه حضرت عباس - بده به راه ابو الفضل - يكى بانى بشه اين مشك آبو خالى كنم مردم بخورن » و بعد از گرفتن چهل پنجاه ( نياز ) « 36 » مشك را خالى كرده مشك ديگرى پر كرده بايستند كه در اينجا لازم مىآيد تا تعريفى هم از خود سقاخانه بكنيم : سقاخانه دكان يا نيمبابىيى بود كه آبگاهى در آن بوجود آورده جام و پيالهاى در آن نهاده آب آن در دسترس تشنگان مىگذاشتند كه در زمرهء كارهاى ثواب بشمار مىآمد . اين اقدام توسط شيعيان ، همزمان با روضهخوانى سيد الشهدا به ياد شهيدان دشت كربلا بوجود مىآمده كه ابتدا وسيلهء سطل و كوزه و مشك و كشكول آب به مردم مىرساندند و ظرفهاى آب كه در معابر قرار مىدادند و كم كم با چشم و همچشمى ، ظروف بزرگ سنگى و دوستكامى « 37 » هاى سنگى و مسى بزرگ جانشين آنها شده شبها جهت روشنايى و ديد آب بر لبهشان شمع روشن مىكنند كه عوام آن را نذر و نياز تصور نموده بر آن عقيده بسته شمعها بر آن نيت مىكنند و بچههاى دزد و بيكارههائى كه به تحصيل و جمعآورى نيمه سوختهء شمعهاى آن مىپردازند و اندك اندك كه نقد و جنس و روضه نيز بر نذور افزوده دوستكاميها ، سقاخانه ناميده شده محلى براى استفادهء بعضى مفتخورها مىشود و رندهايى كه ملهم شده آن را ناندانى بىدرد سر يافته ، با آجر و خشت و ساروج براى آن آبگير و سقف و نما درست كرده خود متوليشان مىشوند ، كه از آن جمله بود سقاخانهء نوروزخان و سقاخانهء آشيخ هادى و سقاخانهء آيينه كه از پرمنفعتترين آنها بشمار مىآمدند . ايجاد سقاخانه كه جز قليلى صرفا جهت ثواب ساخته مىشد ، به اين صورت بود كه محل در نظر گرفتهى آن چند هفته يا چند شب متوالى توسط كسى يا كسانى « بطور ساختگى » خوابنما شده ، بر سر زبانها مىافتاد ، به اين كيفيت كه مثلا حضرت عباس با مشك خالى كنار آن ايستاده طلب آب مىكند و صاحب ملك كه همان رند حيله انديشيده يا هر كه بود ،
--> ( 36 ) . پولى كه به نذر ، يا صدقه يا به مزد انجام كار خير بدهند . ( 37 ) . ظرف گلدانمانند بزرگ از سنگ يا مس كه در آن آب يا شربت ميريختند . سنگىهايشان كه در صحن و راهروهاى مساجد و مسىهايشان كه پايهدار و بسى كه زياد زيبا و هنرمندانه و با قلمزنى هنرمندانه ساخته شده بود ، هنگام عزا در مساجد و تكايا ميگذاردند .